حسين بن حسن خوارزمي
585
شرح فصوص الحكم
اتصال هر يكى است به نفس و حقيقتش ، كه اويى او به دو است . پس منقطع از عالم كثرت و اصل است « 16 » به حقيقت واحدة خويش ، كه آن حق است . و لهذا گفتهاند : « استيناس ناس موجب افلاس است » . بيت : [ 240 - پ ] كار ما از خلق شد بر ما دراز چند ازين مشتى گداى پر نياز « 17 » تا نميريم از خود و از خلق پاك كى برآيد « 18 » جان ما از حلق پاك هر كه او از خلق كلى مرده نيست مرد او و محرم اين پرده نيست و سمّى محمدا صلَّى الله عليه و سلَّم بحروف الاتصال و الانفصال ، فوصله به و فصله عن العالم فجمع له بين الحالين في اسمه كما جمع لداود بين الحالين من طريق المعنى ، و لم يجعل ذلك في اسمه ، فكان ذلك اختصاصا لمحمد على داود عليهما السّلام ، أعنى التنبيه عليه باسمه . فتم له الأمر عليه السّلام من جميع جهاته ، و كذلك في اسمه أحمد ، فهذا من حكمة الله [ تعالى ] . يعنى : حق - سبحانه و تعالى - تسميه كرد محمد را - عليه الصلاة و السّلام - به حروف اتصال و انفصال . پس وصل كرد به حق و فصل كرد از عالم . پس هم در اسم او بدين دو حالت اشعار كرد ، و اين اشعار در اسم داود مفقود است اگر چه مال او بطريق استدلال مفيد اين حال تواند بود . و اين اختصاص حق است محمد را بر داود - عليهما السّلام - أعنى تنبيه كرده شد بر وى بنفس اسمش ، پس تمام شد امر مر محمد را - عليه السّلام « 19 » - از جميع جهاتش . و در اسم احمد نيز حال همين است . پس آن چه كرده شد از تنبيه به اسم از قطع هر دو عالم و وصل ايشان به حق ، حكمتى است از حكم الهى كه حاصل است در وجود آن ، كس را كه مىداند كه هر چه در وجود هست از حكمت الهيه خالى نيست . ثم قال في حق داود - فيما أعطاه على طريق الانعام عليه - ترجيع الجبال معه التسبيح ، فتسبح لتسبيحه ليكون له عملها . و كذلك الطير . و يكى از جملهء آن چه عطا داد حق - سبحانه و تعالى - داود را - عليه السّلام - بر طريق هبة و انعام ، ترجيع جبال است تسبيح او را ، تا تسبيح آنها از جمله
--> « 16 » قا : از عالم و كثرت و اصل است . « 17 » قا : بىنياز . « 18 » قا : بر نتابد . « 19 » قا : محمد عليه السّلام .